تبليغاتX
پنجره
رمضان...رفت؟

اللهم رب شهر رمضان...

رمضان امسال نيز ما را رها كرد و رفت رمضان با آن همه حال وهواي نوراني اش ، باهمه صفايش ،با همه زيبايي هايش ، يك ماه به ما تمرين تقوا داد و در روزهايش ما را ازابتدايي ترين نيازها يعني خوردن وآشاميدن برحذر داشت بلكه فشار گرسنگي وتشنگي دائم به ما يادآوري كند كه از گناهان ديگر نيز برحذر باشيم و اينگونه تمرين درطول يك ماه البته انسان را قوي مي كند .

نيز به ما آموخت كه در پيچ و خم كارهاي روزمره خدا را فراموش نكنيم و در آن ياد گرفتيم كه به هر بهانه اي مي توان خدايي شد، وشايد بدين خاطر به هر بهانه اي (حتي خوابيدن) برايمان ثواب نوشته شد؛ اما آنچه مهم است نگه داشتن اين ثوابها به عنوان ذخيره است : من جاء بالحسنه... كسي كه حسنه خود را بتواند نگه داشته وبا خود بياورد، ما آن را ده برابر مي كنيم ...چه بسا ده برابر شدن آن حسنه پاداش نگه داري آن حسنه است در مسير پرپيچ و خم زندگي ! نگه داري از دزدان، دزدي همچون شيطان كه در كمين است كه ثروت معنوي ما را بربايد و بدين علت است كه بعد از ماه رمضان فعاليت او چند برابر مي شود چرا كه مي داند چه ذخيره قابل توجه وارزشمندي براي خود اندوخته ايم...

رب اعوذ بك من همزات الشياطين...

اما شب قدرش خود داستان زيباي ديگري داشت كه در نوشتار ديگري همراه با بسته پيشنهادي اش! ، انشاءالله به آن مي پردازيم.

+نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت7:38توسط محمدجعفر جوشن |
خطاطي نستعليق آنلاين